آخرین سخنرانی

رندی پاش استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کارنگی ملون بود که در زمینه واقعیت مجازی کار میکرد، اما آنچه او را متمایز میکند کارهای علمی او نبود. ماجرا چیز دیگری بود: او برای سخنرانی دعوت شد که با عنوان “آخرین سخنرانی: حاصل یک عمر کار و تجربه” خود را بیان نماید.

Image result for randy pausch

این رسم بارها در دانشگاهها و خارج از دانشگاهها تکرار شده که از افراد مختلف میخواهند تا فرض کنند آخرین سخنرانی زندگی خود را انجام میدهند و مخاطبان، پای صحبت سخنران بنشینند تا ببینند حاصل یک عمر کار و تجربه در یک سخنرانی چگونه خلاصه میشود.

 

آنچه رندی پاش را متمایز میکند این است که زمانی که رندی پاش در سال ۲۰۰۷ این سخنرانی را انجام داد، واقعاً میدانست که آخرین سخنرانی او خواهد بود. زیرا به بیماری لاعلاجی مبتلا شده بود. او در این سخنرانی میخواهد در مورد اهمیت رویاها و تلاش برای رسیدن به آنها صحبت کند. رندی پاش در مورد اهمیت بلندپروازی صحبت کرد. در این نوشتار چند جمله منتخب از این سخنرانی و کتاب آن را انتخاب کرده ام و در انتها فیلم خلاصه شده سخنرانی را آورده ام.

Image result for last lecture

بریده ای از متن کتاب:

«مطمئن بودم که نمی‌خواهم محور سخنرانی، سرطانم باشد. ماجرای بیماری‌ام سرجایش بود و من بارها و بارها آن را پیشت سر گذاشته بودم. هیچ علاقه ای نداشتم درباره چگونگی کنار آمدنم با بیماری، یا این که چگونه دیدگاه‌هایم را عوض کرده بود حرف بزنم. حتما خیلی‌ها انتظار داشتند سخنرانی درباره مرگ باشد. اما باید درباره زندگی می بود.

چه چیزی مرا استثنایی می سازد؟

این پرسشی بود که احساس می کردم باید به آن بپردازم. گفتم: سرطان مرا استثنایی نمی‌سازد. هیچ شکی در این امر نبود. در آمریکا سالی ۳۷۰۰۰ نفر فقط به سرطان لوزالمعده دچار می‌شوند.

درباره آنچه خود را توصیف می کنم به دقت اندیشیدم: معلم، متخصص کامپیوتر، شوهر، پدر، دوست، برادر، استادی برای دانشجویانم. اینها همه نقش‌هایی بودند که برایم ارزش داشتند. اما هیچ یک از این نقش‌ها واقعا مرا متمایز می‌کرد؟

از خودم پرسیدم: من به تنهایی واقعا چه چیزی برای ارائه دارم؟

و ناگهان مانند جرقه ای به ذهنم رسید: با وجود همه دستاوردهایم، تمام آنچه دوست داشتم در رؤیاها و اهداف دوران کودکی‌ام ریشه داشت و در راه‌هایی که برای تحقق بخشیدن به تقریبا تمامی آنها در پیش گرفته بودم.»

 

بریده ای از متن سخنرانی:

«دیوارهای بلند را نساخته اند تا مانع رسیدن ما به رویاهایمان شوند. دیوارها را ساخته اند تا با سخت کوشی و عبور از آنها، به خود و دیگران نشان دهیم که رویاهایمان چقدر برایمان مهم هستند. دیوارها مانع ما نیستند. دیوارها وجود دارند تا مانع کسانی شوند که به اندازه ی ما، رویاهایشان را دیوانه وار دنبال نمیکنند…».

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *