شیفتگان خدمت یا قدرت؛ قانون منع به کارگیری بازنشستگان

بالاخره پس از کش و قوش های فراوان قانون منع به کارگیری بازنشستگان در ارکان دولتی به تصویت مجلس رسید و چند صباحی دیگر لازم الاجرا در دولت میگردد. نکته جالب توجه دست اندازهای مختلف در مجلس و شورای نگهبان برای عدم تصویب این فانون بود. این افراد از هردو حزب اصلاح طلب و اصول گرا بودند و ناخودآگاه به یاد جمله نغز شهید بهشتی می افتم؛ “ما شیفتگان خدمتیم، نه تشنگان قدرت”.

به خواندن ادامه دهید

آخرین سخنرانی

رندی پاش استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کارنگی ملون بود که در زمینه واقعیت مجازی کار میکرد، اما آنچه او را متمایز میکند کارهای علمی او نبود. ماجرا چیز دیگری بود: او برای سخنرانی دعوت شد که با عنوان “آخرین سخنرانی: حاصل یک عمر کار و تجربه” خود را بیان نماید.

Image result for randy pausch

به خواندن ادامه دهید

رویای دست یافتنی: اشتیاق به کار

“اگر شخصی قرار است رفتگر باشد، باید همانگونه خیابان‌ها و معابر را جارو کند که میکل آنژ نقاشی می‌کرد، بتهون آهنگ می‌ساخت و شکسپیر شعر می‌سرود. باید آنگونه خیابان‌ها را جارو کند که تمامی موجودات زمینی و آسمانی مکثی کنند و بگویند اینجا رفتگری کار می‌کند که کارش را خوب انجام می‌دهد.» — مارتین لوتر کینگ

به خواندن ادامه دهید

سال نو، حال نو

ما همواره میخواهیم باورها و رفتارهای خود را سالانه ارتقا دهیم، رفتارهای خوب خود را بیشتر و باورهای نادرست خود را حذف کنیم. این آرزو سالیانه همه ما است. اما با «حول حالنا»ی خالی کار به سامان نمی‌رسد!

به خواندن ادامه دهید

بهانه ای برای مهربانی

دکتر فیروز نادری از خدایی سخن می گوید که واسطه آشنایی او با “محمد” نوجوان یتیم تهرانی بوده است.

او سرپرستي اش را بر عهده گرفته، نوجواني كه آرزو دارد روزي مثل دكتر فيرو نادري بشود و حالا فيروز نادري متواضعانه مي گويد او حتى اگر دانشمند هم نباشد و انساني شريف بشود براي من از تمام كارم در ناسا با ارزش تر است!

به خواندن ادامه دهید

عمارت وینچستر: عاقبت کسی که بدون نقشه زندگی میکند

هنوز چند سالی از مرگ کودکش نگذشته بود که شوهرش هم با بیماری سل از دنیا رفت. سارا بیوه شده بود. شوهرش یکی از اشراف زادگان آمریکایی بود. حالا دیگر خانم وینچستر به خودش قبولانده بود که زندگی شان نفرین شده است. رفت سراغ فال گیرها و رمال ها. توی عالم خرافات بهش گفتند که باید بروی یک جای دور زندگی کنی و برای خودت یک ساختمان بسازی که هیچ وقت ساخت و سازش تمام نشود. چون به محض اینکه خانه تمام شود، تو می­ میری.

به خواندن ادامه دهید

این موبایل لعنتی: حکایت موبایل دستان در برابر پلاسکو سوزان

426314417_217837_11080220819810667812

خبر کوتاه این بود که ساختمان عظیم پلاسکو در خیابان های پر ترافیک جمهوری فرو ریخت! حادثه بس اسفناک و دردآور که اشک خانوارهای زیادی را در آورد و حماسه آتش نشان ها به رخ مردم کشید.

در این بار حکایتی چند ساله و نخ نما حال همه بد کرد، قابل تحمل نیست که امداد رسانی به مردمان گرفتار در آتش را بگیریم و در مقابل دوربین به دست حس خبرنگاری خودمان را ارضا کنیم.

به خواندن ادامه دهید

«چهل روز»، نه «روز چهل ام»! چرا در زیارت اربعین، پیاده روی می کنند؟

426338692_118038_17467364272639350804

اربعین یعنی «چهل روز»، نه «روز چهل ام». برای همین است که چله نشینی توصیه شده است. روز چهلم، فصل چیدن است، موسم برداشت و هنگامه نتیجه گیری. گفته اند اگر کسی چهل روزش را خدایی کند، چشمه های حکمت از درونش می جوشد، پس روز چهلم، روز جوشش است، روز خروش است و زایش.

به خواندن ادامه دهید

بزرگترین داستان عالم

%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7-016

 

 گزارش ساعت به ساعت از روز عاشورا با ترکیب اوقات شرعی کربلا با متن مقاتل برابر زیر است. طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی می شود ۲۱ مهر سال ۵۹ شمسی است دقیقا معادل با عاشورای سال ۱۳۹۵ هجری شمسی.

۵:۴۷ اذان صبح
*امام(ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند:« اللهم انت ثقتی فی کل کرب… خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»
*آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

به خواندن ادامه دهید

قربان یعنی تمام وابستگی های خود را به قربانگاه ببریم!

sss

 

به راستی اسماعیل ما چیست؟

ما چه چیز را باید قربانی کنیم؟

این روز بهانه ای است که هر آنچه ما را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه ما را در “رفتن”، به “ماندن” می خواند، آنچه ما را، در راه “مسئولیت” به تردید می افکند، آنچه ما را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا “پیام” را بشنویم، تا حقیقت را اعتراف کنیم، آنچه مارا به “فرار” می خواند، آنچه مارا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرمان می کند، ابراهیمی و “ضعف اسماعیلی” مان، مارا بازیچه ابلیس می سازد را به قربانگاه ببریم و برای همیشه ذبح کنیم و ما نیز “حاجی” شویم و همین ابراهیمی شدن فلسفه حج و تمام اعمال و مناسک آن است.

اسماعیل خود را میخواهی قربانی کنی …

چاقو نیازی نیست، یک سوزن پیدا کن و بادکنک آرزوهای خویش را بترکان

 

عید قربان مبارک!